‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

کتاب آموزش مهارت های زندگی برای دوره دبستان


ورنون، آن. (بی تا). آموزش مهارتهای زندگی (رشد هیجانی، اجتماعی، شناختی و «خود»). ترجمه ی مهرداد فیروز بخت (1387). تهران: دانژه.

یکی ازمسائلی که معتقدم خلا آن در نظام آموزشی ما احساس می شود، عدم توجه به آموزش مهارت های زندگی است. زندگی در جامعه امروزی نیازمند مهارتهایی است که شاید در گذشته بدان ها نیاز چندانی وجود نداشت. آموختن این مهارت ها به کودکان و نوجوانان، آنها را قادر می سازد که بتوانند به سمت خودگردانی هیجانی و رشد شناختی و اجتماعی حرکت کنند و قادر به حل مسائل پیچیده ی خود در این دنیای متغیر و متحول باشند.
جلد اول از مجموعه سه جلدی مهارت های زندگی، برنامه ی درسی جامعی در اختیار مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت می گذارد تا به بچه های مقطع دبستان مفاهیم سلامت روان را بیاموزند و به آن ها یاد بدهند که مسیرشان را در میان مشکلات پیدا کنند. این کتاب حاوی 80 فعالیت پیشنهادی برای مربیان است تا به کودکان یاد دهند که چه چیزی بهنجار است و چگونه با مشکلات خویش کنار بیایند. این فعالیت ها براساس پایه تحصیلی مرتب شده اند و چهار حیطه ی رشد شناختی، اجتماعی، هیجانی و رشد خود را پوشش می دهند.

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

وب سایت ویکیو در خدمت شبکه ی اینترنت فارسی

وب سایت ویکیو با هدف ارائه ی خدمات در زمینه های (جستجو گر وب، جستجوگر تصویر، کتابخانه الکترونیکی، و پورتال خبری) به فارسی زبانان در سال 1388 تاسیس شده است. جالب ترین بخش این پایگاه کتابخانه ی آن می باشد. کتابخانه ی الکترونیک ویکیو با هدف ارائه ی منبع جامع کتب الکترونیکی و مقالات علمی در موضوعات مختلف به زبان های فارسی، انگلیسی و .. ایجاد شده است. بعلاوه افراد می توانند برای این کتابخانه کتاب های الکترونیکی خود را ارسال کنند تا در وب سایت گذاشته شود و به هرچه غنی تر شدن این وب سایت کمک شود. همچنین شما می توانید در سایت عضو شوید تا کتاب های جدید به آدرس شما ارسال شود. طراحی ساده این کتابخانه موجبات سهولت استفاده کاربران را فراهم نموده. در این پایگاه می توانید کتاب های مورد نظر خود را به صورت کاملاً رایگان و آسان دانلود کنید. به شما توصیه میکنم که حتماً از این سایت بازدید کنید.
برای مراجعه به این پایگاه به آدرس زیر بروید.

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

وصل با خدا

(نیل دونالد والش)

چند روز پیش کتابی را از دوستی بسیار گرامی دریافت کردم که الحق از آن دسته کتاب هایی است که می تواند زندگی هر فردی را متحول کند. کتاب «وصل با خدا» توسط «نیل دونالد والش» در سال 2000 نگاشته شده و ترجمه ی محمد رضا دوست طلب می باشد. نیل یکی از آموزگاران معنوی حال حاضر جهان می باشد و در این کتاب به بیان توهماتی که بشر دچار آن است پرداخته و به نحوه ی برخورد با این توهمات اشاره می کند تا پس از آن بتوانیم با خدای درونی ملاقات کنیم. برخی از جملات کتاب را درزیر می آورم.

بخش اول (توهم نیاز):
خداوند نیاز به چیزی برای واقع شدن ندارد الا اینکه همیشه در حال رخ دادن است.
طبیعت نیاز به چیزی برای واقع شدن ندارد الا اینکه همیشه در حال رخ دادن است
هستی نیاز به چیزی برای واقع شدن ندارد الا اینکه همیشه در حال رخ دادن است.
شما نمی توانید تصور خدایی بزرگ تر از خودتان را بکنید.

در بخش دوم کتاب (تسلط بر توهمات) در زیر عنوان «آموزش صحیح فرزندانتان» به مواردی اشاره می کند که در اینجا بخشی از آن را می آورم.
این حقایق را به فرزندان خود بیاموزید:
آن ها نیازمند چیزی به غیر از خودشان برای شاد بودن و خوشبختی نیستند. به آن ها بیاموزید که خودشان برای خودشان کافی هستند.
به فرزندانتان بیاموزید که هر تلاشی، یک موفقیت است و ارمغان هر تلاشی پیروزی است.
به فرزندان خود بیاموزید که آن ها هرگز از خدا جدا نبوده و نیستند.
به فرزندان خود بیاموزید هیچگاه مورد قضاوت قرار نخواهند گرفت.
به فرزندان خود بیاموزید چیزی وجود ندارد که قادر به انجام دادن آن نباشند.

کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

معرفی کتاب روانشناسی تربیتی (اصول و کاربرد آن)


گلاور، جان. ای، برونینگ، راجر. اچ. (1990). روانشناسی تربیتی: اصول و کاربرد آن (چاپ هشتم). ترجمه: علینقی خرازی (1387). تهران: مرکز نشر دانشگاهی. قیمت چاپ هشتم: 9000 تومان

در این کتاب، روان شناسی تربیتی به عنوان کاربست دانش کسب شده از روانشناسی در فعالیت های آموزشگاهی در نظر گرفته شده است. لذا فصل بندی ها و محتوای مطالب قدری با کتاب هایی همچون کتاب «روانشناسی پرورشی» اثر علی اکبر سیف تفاوت دارد. من خواندن و داشتن این کتاب را به معلمان و والدین توصیه می کنم. اگرچه کتاب آقای سیف بر اساس فرایند تدریس در کلاس تدوین شده و از بخش های ذکر شده در کتاب، دقیقا می توان یک طرح درس را مشاهده کرد.
کتاب دارای پنج بخش و 15 فصل می باشد.
بخش اول: به کاربرد روانشناسی شناختی در تدریس می پردازد. به نظریات ساختارگرایی، کارکردگرایی و گشتالتی ها و نظریات شناختی معاصر می پردازد. از حافظه هوش و رشد شناختی سخن به میان می آورد در مورد زبان حل مسئله و خلاقیت نیز بحث شده است. این بخش به شما کمک می کند تا اطلاعات وسیعی از شناخت انسان به دست آورید و اطلاعات مزبور را در تدریس خود به کار برید.
بخش دوم: در مورد خودپنداره و انگیزش است. در این بخش، اهمیت خودپنداره دانش آموزان بررسی شده و روش هایی را عرضه می کند که معلمان با استفاده از آن می توانند موجب افزایش انگیزه دانش آموزان شوند.
بخش سوم: در مورد هدایت رفتار کلاس است. در این بخش بیشتر به بیان نظریه های رفتارگرایی و نحوه ی کاربرد آنها در کلاس درس پرداخته شده است. این فصل بر جلوگیری از بروز مشکلات در کلاس تاکید دارد.
بخش چهارم: در مورد سنجش و ارزشیابی آموزشی است. این بخش به شما کمک می کند تا هدف های کلی آموزش و پرورش و روانشناسی شناختی و رفتاری را به عباراتی مشخص درباره ی مهارت های دانش آموزان ترجمه کنید.
بخش پنجم: در مورد دانش آموزانی که نیاز های ویژه دارند صحبت شده است. این بخش حاوی اطلاعات بسیار مهمی برای معلمان است.

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

چرا«عقب» مانده ایم؟

یکی از دغدغه های هر ایرانی آگاه و دلسوز این است که چرا ما با توجه به تارخ درخشانی که در گذشته های دور داشته ایم، متاسفانه ملتی منحط شده ایم و جزو جوامع عقب افتاده هستیم. چرا با وجود دو انقلابی که در صد سال اخیر کردیم به جامعه آرمانی مان دست نیافتیم و هردفعه شکل جدیدی از همان جامعه قبلی شدیم؟
کتاب های چندی در این مورد نوشته شده. از جمله، جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی)، چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت (کاظم علمداری)، فرهنگ سیاسی ایران (سریع القلم)، جامعه شناسی نخبه کشی (علی رضا قلی)، درخشش های تیره (آرامش دوست دار)، ما چگونه ما شدیم (صادق زیبا کلام) و چرا «عقب» مانده ایم (علی محمد ایزدی).
هر یک از این آثار از دیدگاهی خاص به بررسی علل عقب ماندگی ایران پرداخته اند. در اثر علی محمدایزدی «چرا عقب مانده ایم» بیشتر به ویژگی های اخلاقی و روانی ایرانیان پرداخته شده و عامل اصلی عقب ماندگی را همین ویژگی ها ذکر می کند. در این پست و در پست های بعدی سعی می کنم خلاصه ای از نظریات ایشان را با اشاراتی به تربیت کودکان ذکر کنم. امید است مفید واقع شود.
فصل دوم: شخصیت اخلاقی ما ایرانیان
هرودت مورخ یونانی در دوره کورش از ویژگی های اخلاقی ایرانیان نوشته است. «چیزی که برای پارسی، کردنش ممنوع و گفتنش هم جایز نیست، دروغگویی است. دروغگویی ننگین ترین عیب نزد پارسیان است و پس از آن شرم آور ترین نقص، داشتن قرض است. چرا که گویند مقروض مجبور است دروغ بگوید».
گزنفون یک قرن بعد از هردوت می گوید: «این روزها خیلی ها فریب شهرت پارسی ها را از حیث وفای به عهد و حفظ سوگند –مطابق با آنچه در گذشته بوده است- می خورند، و همینکه آنها را نزد شاه می برند سرشان را از بدن قطع می کنند. این روزها برعکس سابق، کسانی که به نفع شاه خیانت کنند مورد عنایت شاه قرار می گیرند. ... روح ورزشکاری و سلحشوری در ایرانیان به کلی مرده است و به تن پروری خو کرده اند. تقوای پارسیان در آنها خاموش شده است. خلاصه پارسیان این روزها تقدسشان نسبت به خدایان واحترامشان به والدین وانصافشان درباره خلق و شجاعتشان در موقع جنگ بسیار کمتر از آن است که در سابق بود.
جیمز موریه در کتاب سیاحت ایران و ارمنستان و آسیای صغیر و استانبول می نویسد: «در تمامی دنیا مردمانی به لاف زنی ایرانیان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ایرانیان است. هیچ ملتی مانند ایرانی دو رو نیست. همان لحظه که دارند با تو تعارف می کنند نباید از شرشان در امان باشی. همچنین وی در کتاب سرگذت حاجی بابای اصفهانی بیان می کند: «یاران به ایرانیان دل مبندید که وفا ندارند و آدم را به دام می اندازند. دروغ ناخوشی ملی و عیب فطری ایشان است و قسم شاهد بزرگ این معنی، قسم های ایشان را ببینید، سخن راست را چه حاجت است به قسم؟ به جان تو، به جان خودم، به مرگ اولادم، به روح پدرم، به شاه، به جقه شاه، به مرگ تو، به ریش تو، به سبیل تو، به سلام علیکم، به نان و نمک، به پیغمبر، به اجداد طاهرین پیغمبر، به قبله، به قرآن، به حسن و حسین، به چهارده معصوم، به دوازده امام، و.... خلاصه آنکه از روح و جان مرده و زنده گرفته تا به سر و چشم مقدس و ریش و سبیل مبارک و دندان شکسته و بازوی بریده تا به آتش و چراق و آب حمام، همه را مایه می گذارند تا دروغ خود را به کرسی بنشانند»
شاردن سیاح مشهور فرانسوی که در عهد صفوی مکرر به ایران صفر کرده، بیان می کند: «ایرانیان بسیار مخفی کار و متقلب و متملق هستند. به غایت دروغگو هستند و کارشان همه پرگویی و قسم و آیه است»
مکدونالد انگلیسی می نویسد« ایرانیان مردمانی مهمان نواز، نسبت به بیگانگان مهربان و در رفتار و کردار بی نهایت مودب و ملایم اند. گفتارشان گیرنده و دلفریب و مصاحبتشان گوارا و دلپذیر است ولی فاقد برخی از ویژگی های اخلاقی هستند چنانکه در تمام فنون مکر و حیله و دو رویی و ریا کاری ماهرند و نسبت به زیر دستانشان شقی و غدار و در مقابل بالاتر از خود افتاده و فروتن».
سرپرسی سایکس در کتاب هشت سال در ایران می نویسد: « تباهی اخلاقی ایرانیان بدبختانه ضرب المثل است»
ونسان مونتی درکتاب ایران (1957) می نویسد: «در پشت پرده، روح ملتی پنهان است که از دوران طفولیت، منهوب و درهم کوفته است؛ چون به نا امیدی خو گرفته است»
رحیم نامور در مقاله ای درروزنامه شفق سرخ، 6 شهریور 1311 درباره هموطنانش می گوید: «پایبند به هیچ یک از ملکات اخلاقی نیستند و به شئون و مقدسات فردی و اجتماعی اعتنایی ندارند و جز پرکردن کیسه واطفای شهوت مشئوم از زندگی چیزی نمی فهمد. دروغ می گوید، فریب می دهند، مانند خاکشیر به هر مزاجی می سازند، ودر مقابل هر بادی تسلیم می شوند و این کاررا زبر دستی میدانند».
سید محمدعلی جمال زاده در کتاب خلقیات ایرانی می نویسد: هر چه بیشتر با این مردم می جوشم و بیشتر با آنها نشست و برخاست می کنم کمتر اخلاقشان به دستم می آید و کمتر از کار و بارشان سر در می آورم. با همه قیافه جدی که به خود می گیرند، هیچ کار دنیا را جدی نمی گیرند، مگر در سه مورد مخصوص: شکم، کیسه و تنبان. این ملت برای حل و فصل امور به سه طریق عمل می کند 1. سر هم بندی. 2- سیاست عالیه ماست مالی. 3- روش مرضیه ساخ و پاخت».
فریدون توللی در سال های بعداز 1340، که به طور کلی از مبارزات سیاسی مایوس شده بود قصیده ای تحت عنوان زهرخند نوشته که در اینجا قسمتی از آن را ذکر می کنیم:
ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند
تا داستان عشق وطن باورت کنند
من رفتم از چنین ره و دیدم سزای خویش
بس کن تو ورنه خاک وطن بر سرت کنند
گیرم زدست چون تو نخیزت خیانتی
خدمت مکن که رنجه به صدکیفرت کنند
گر وا کند حصار قزل قطعه لب به گفت
گوید چه پیش چشم تو با همسرت کنند
بر زنده باد گفتن این خلق خوش گریز
دل برمنه، که یکتنه در سنگرت کنند
.........
نا برده رنج گنج میسر شود عزیز
رو دیده باز کن که چه در کشورت کنند
بازار غارت است تو ای بی خبر نخسب
گویی بزن، که فارغ از این چنبرت کنند
.........
در خایه مالی ای دل غافل حکایتی است
گر یادگیری از همگان برترت کنند

مهدی بازرگان در کتاب سازگاری ایرانی می نویسد
وقتی بنا شد ملتی به طور جدی با دشمن روبرو نشود، مخالفت نکند، بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی را بپذیرد، اعراب که می آیند در زبان عربی کاسه گرم تر از آش شده، صرف و نحو بنویسد، یا کمر خدمت برای خلفای عباسی بسته، دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند، در مدح سلاطین ترک چون سلطان محمود غزنوی آبدارترین قصاید را بگوید، غلام حلقه به گوش چنگیز و تیمور و خدمتگزار و وزیر فرزندانش گردد، یعنی هر زمانی به رنگی در آمد، دلیلی نداردکه نقش و نام چنین ملتی از صفحه روزگار برداشته شود.
برگرفته از کتاب چرا عقب مانده ایم، علی محمد ایزدی (1382). تهران: نشر علم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

عصبیت و رشد آدمی


عصبيت و رشد آدمي، کارن هورناي

هورناي، کارن (بي تا). عصبيت ورشد آدمي (چاپ چهاردهم). ترجمه: محمد جعفر مصفا. تهران: بهجت 1387

بر خلاف فرويد که معتقد بود عقده ناشي از سرکوبهاي جنسي ريشه تمام مشکلات رواني است، هورناي معتقد بود ريشه مشکلات رواني محيط نامناسب کودکي است. محيط نامناسب، که به رشد نا مناسب کودک منجر مي شود از نظر وي عبارتند از: تحقير اجحاف وتعدي، زور وفشار، عدم رعايت احتياجات کودک، بي علاقگي و بي توجهي به کودک، تبعيض بين بچه ها، ايجاد محيط نا امن، سختگيري بيش از حد، ايراد و انتقاد و بهانه جويي بي مورد، زياد از بچه مواظبت و حمايت کردن و فقدان محبت صادقانه. اما شرايطي مناسب رشد طبيعي کودک است که سرشار از محبت و گرمي، حمايت، آزادي نسبي، کمک، راهنمايي و تشويق باشد
به نظر هورناي، اگر شرايط محيط کودک نامناسب باشد، يک احساس نا امني و اظطراب دائمي در کودک ايجاد مي شود که سبب مي شود کودک هميشه درحال دفاع کردن از خود باشد. وي اين اظطراب را اظراب اساسي مي نامد که عبارت است از احساس تنهايي، بي کسي، عجز و بيچارگي در دنيايي که همه افرادش ظالم و زورگو و آزار دهنده اند
هورناي ذکر مي کند کودک براي مواجهه با اين اظطراب اساسي به سه روش متوسل مي شود

1) مهر طلبی.
2) برتری طلبی.
3) عزلت گزینی.

در ادامه کتاب، هورناي با نگاهي دقيق و موشکافانه به ذکر مسائل و مشکلات هر يک از شخصيت هاي عصبي(مهر طلب ،برتري طلب و عزلت گزين) مي پردازد. همچنين بيان مي دارد که چرامهرطلبان هميشه احساس مي کنند مورد ظلم واقع شده اند ولي جرات گرفتن حق خود را ندارند، چرا هميشه از ديگران توقع محبت دارند، و يا چرا برتري طلبان چشم ديدن بالاتر از خود را ندارند و همه را رياکار مي دانند و به شدت در پي چيزهايي هستند که وي را برتر از ديگران جلوه دهند، و اينکه چرا کساني را که اطاعتش مي کنند دوست دارد و از اطاعت لذت مي برد. و چرا عزلت طلبان به شدت به استقلال نياز دارند و چرا نسبت به احساسات خود حالت گنگي و گيجي دارند، چرا از اجبار گريزانند و چرا آنقدر خود را بالا مرتبه مي دانند که نبايد با ديگران بياميزند و هزار و يک چراي ديگر در اين کتاب شرح داده شده